آمريكايی:
روز اول با خوشحالی به همراه پدر و مادرم رفتم مدرسه و دوستاي جديد پيدا كردم!
تمام دوره ابتدايي رو با معدل خوب قبول شدم.
دوره راهنمايی مدرسه رو وقتي شروع كردم روحيم بهتر بود با دوستامون هر روز مي رفتيم گردش.
دوره دبيرستان ديگه دنيا مالِ من بود هرشب پارتي و س.. و مشروب بود
تا اينكه رفتم دانشگاه و فهميدم كه من از عشق و حال چيزی نفهميدم.
من هم... عشق و حال كردم هم الان دكترم. ![]()
ایرانی:
يادمه روزه اول مادرم منو رو آسفالت مي كشيد كه ببره مدرسه.
وقتی رفتم مدرسه و آدماشو ديدم تا سه روز گريه مي كردم.
دوره ابتدايی رو به زوره كتک گذروندم.
راهنمايی كه رفتم روحيم گُه بود.
همه به هم فحش خار مادر مي دادن منم ياد گرفتمو تو زندگيم به كار گرفتم.
دوره دبيرستان همش تو كفِ مهمونيو سـکــ... و مشروب گذشت.
تو اون سن فهميدم دستم مي تونه برام يه دوست دختر خوب باشه.
وقتی رفتم دانشگاه تازه فهميدم اين همه كه دهنم سرويس شده همش تمرين بوده كه اينجا كــــو....م پاره بشه.
درسته عشق و حال نكردم ولی مدركه مهندسيمو گرفتمو الانم تو آژانسِ آبرومندی كار مي كنم ..! ![]()
پیـ.نوشتـ: از دیشب پنجشنبه رفتیم دماوند تا امروز بعد از ظهر هوا فوق العاده ، از دار دنیا یه بابا بزرگ نسبتا مایه دار نصیبمون شده که منم تک نوه پسری کل خاندانشونم :دی اما بدور از همه تفکرات بقیه ولی همچین لذتی بردیم از در کنارشون بدون !
در ضمن خب معلومه مجردم که انقدر وقتم خالیه !!





![[تصویر: 1300844062_persiannewyear11-hp.jpg]](http://www.web.iran-forum.ir/uploads/posts/2011-03/1300844062_persiannewyear11-hp.jpg)


